بخش اول-كليات
1-1- مقدمه
چينهشناسى Stratology مشکل از دو واژه يونانى Strata به معناى چينه و Logy به معنى شناسايى است.چينهنگارى Stratigraphy شکل از دو واژه يونانى Strata و graphy به معناى شکل نگاشتن و ترسيم است.
همانطور که از معناى دو کلمه بر مىآيد اين دو تعريف با هم متفاوتند. در واقع زمينشناس ابتدا چينهها را شناسايى و مطالعه مىکند (چينهشناسى) و سپس با توجه به آنچه از چينهها بدست آورده مبادرت به نگارشتن و ترسيم مىنمايند (چينه نگارى Stratigraphy) اما با اينحال اين دو تعريف مکمل و در کنار هم بکار برده مىشود.
چينهشناسى در تعريف عام، علم مطالعه و شناسايى چينههاست اما در تعريف علمى عبارت است از ˝علم بررسى و مطالعه چينهها و طبقات مختلف زمين و تعيين ارتباط بين آنها مىباشد˝، که البته در اين تعريف مطالب زيادى مىگنجد از جمله، ارتباطات تکتونيکى، حوادث زمين، تاريخ اين حوادث و تکامل موجودات زنده و ...
امروزه تعاريف ديگرى نيز براى چينهشناسى در نظر گرفتهاند ˝مطالعه و شناخت رخسارهها در زمانهاى و مکانهاى مختلف و ارتباط آنها با يکديگر˝
- رخساره (Facies) يک سنگ رسوبى بر اساس تعريف گرسلى (Gressly) مجموعه اختصاصات سنگشناسى و فسيلشناسى سنگهاى رسوبى گفته مىشود. رخسارهها گاه به دو گروه تقسيم مىکند:
Lithofacies که تنها به بررسى اختصاصات سنگى مىپردازد.
Biofacies که در آن به بررسى صفات و خصوصيات زيستى پرداخته مىشود. رخسارهها معمولاً در دو مقياس ماکرو و ميکرو مطالعه مىشوند . مطالعه رخسارههاى ميکروسکپى يا ميکروفاسيس (Microfacies) اولين بار در سال 1952 توسط پروفسور ژان کوويلير Jean Covillier فرانسوى پيشنهاد شده است.
+ نوشته شده در دوم خرداد ۱۳۸۷ ساعت توسط مصطفي
|