رخساره ها ، محيط هاي رسوبي و خاستگاه ماسه سنگ هاي سازند هجدك در منطقه زرند كرمان

نوشته : دكتر يعقوب لاسمي و علي خردمند

چكيده
   سازند هجدك (باژوسين مياني – باتونين زيرين) به طور عمده از سنگ هاي سيليسي آواري زغال دار تشكيل شده و در منطقه زرند ، شمال باختري كرمان، گسترش دارد. ستبراي آن در امتداد گسل كوه بنان افزايش مي يابد و به بيش از هزار متر مي رسد. مرز زبرين سازند هجدك با سازند بادامو تدريجي است ولي مرز بالايي آن با كنگلومراهاي قاعده سازند بيدو به صورت ناپيوستگي فرسايشي است.
   هدف از اين بررسي ها تشيخيص رخساره ها، محيط هاي رسوبي و خاستگاه ماسه سنگ هاي سازند هجدك در منطقه زرند است، اين منطقه قسمتي از حوضه رسوبي فشارشي (Pull Apart Basin)است كه در بين گسل هاي امتداد لغز ناي بند و كوه بنان در زمان ژوراسيك مياني - پسين تشكيل گرديده است. بخش زيرين سازند هجدك در يك محيط دلتايي تحت نفوذ رودخانه تشكيل شده ولي بخش عمده آن (بخش هاي مياني و بالايي) در محيط پيچان رودي(Meandre) نهشته شده است. ماسه سنگ هاي سازند هجدك به طور عمده از نوع آرنيت (Phyllarenite) مي باشد كه در آن ها خرده سنگ هاي دگرگوني درجه پايين بيش از 50 درصد سنگ را تشكيل مي دهد. جهت جريان هاي قديمي رو به جنوب و جنوب خاوري وافزايش اندازه دانه ها به سمت شمال منطقه مورد مطالعه در طول گسل كوه بنان ، نشان دهنده خاستگاه اصلي شمال تا شمال غربي براي سنگ هاي آواري سازند هجدك است.

متن اصلي:
     حركات تكتونيكي سيمرين پيشين در اواخر ترياس مياني و پسين (كارنين – نورين) نقشه عمده أي در سرگذشت زمين شناسي ايران در زمان ژوراسيك داشته است. حركت قاره گندوانا به سمت شمال شرق و برخورد آن با ورق توران (قاره اورازيا ) در زمان ترياس پسين (كوه زايي سيمرين پيشين) موجب بسته شدن درياي هرسي نين (پالئوتيتس) در شمال ايران گرديده است (Berberian and King, 1981).
نهشته هاي آواري و كربناته بين دو رخداد سيمرين پيشين (كارنين – نورين) و لوتين (باژوسين – باتونين)(سيد امامي و علوي نائيني . 1990) يا رخداد سيمرين مياني (آقانباتي ؤ‌1371) در ايران مركزي به نام گروه شمشك معرفي شده است كه مركب از چهار سازند: ناي بند ، آب حاجي، بادامو و هجدك مي باشد (آقانباتي ،‌1975). سازند زغال دار هجدك چهارمين عضو گروه شمشك است.

شكل (1) نقشه راههاي ارتباطي منطقه مورد مطالعه و موقعيت گسلهاي اصلي امتداد لغز (محل برشهاي مورد مطالعه با علامت * مشخص شده است).

 

Ch= Chatrud, Esh = Eshkeli, Bn.= Babnyzu, Bh. = Babhutak, Ha= Hashuni, Fa= Feizabad
كه به طور هم شيب و تدريجي بر روي آهك بادامو (Toarcian – Lower Bajocian) قرار داشته و در اكثر نقاط كرمان به طور ناپيوسته با كنگلومراي قاعده سازند بيدو پوشيده مي شود.
منطقه مورد مطالعه در حوضه ذغال دار كرمان (شمال و شمال باختري كرمان)قرار دارد (شكل 1). حوضه خاوري ايران مركزي كه منطقه مورد مطالعه در جنوب آن قرار گرفته است تا زمان ترياس ح وضه كافت عقيم مانده أي (اولاكوژن) بوده كه در شمال به پالئوتتيس ارتباط داشته است (لاسمي ،‌1377) . بعد از كوهزايي سيمرين پيشين و بسته شدن اين حوضه عمل امتداد لغز گسل هاي شمالي – جنوبي ناي بند و كلمرد (كوه بنان) منجر به تشكيل حوضه رسوبي جديدي در بين اين گسل ها از نوع فشارشي (Pull Apart Basin) گرديد. فرونشيني زياد اين حوضه منجر به تشكيل ستبراي زيادي از سنگ هاي ژوراسيك مياني و بالايي شده است به گونه أي كه سازند هجدك (بخش فوقاني ژوراسيك مياني) به تنهايي بيش ا. 1000 متر ستبرا دارد (شكل 2).
هدف از اين مطالعه بررسي رخساره هاي سنگي ،‌تعيين محيط هاي رسوبي و خاستگاه اجزاءتشكيل دهنده سازند هجدك در بخش جنوبي اين حوضه مرتبط با گسل هاي امتداد لغز مي باشد. براي نام گذاري سنگ هاي سازند هجدك از طبقه بندي فولك (1974) استفاده شده است .

رخساره ها و محيط رسوبي
دو مجموعه رخساره أي اكثراً آواري در سازند هجدك تشخيص داده شده است كه در محيط هاي دلتايي و رودخانه مئاندري نهشته شده اند .
مجموعه رخساره أي شماره 1
اين مجموعه بطور عمده شامل رخساره هاي آواري (شيل – گل سنگ و ماسه سنگ) و به مقدار كمي رسخراه گرينستون بيوكلاستي (Bioclastic grainstone) است كه در بخش قاعده أي سازند هجدك در نواحي مورد مطالعه مشاهده مي شود.
رخساره شيل – گل سنگ
رخساره شيل – گل سنگي كه در اين مجموعه رخساره أي بيشترين ضخامت را به خود اختصاص داده،‌اغلب تيره رنگ است . در بخش قاعده أي سازند هجدك اين رخساره داراي فسيل آمونيت مي باشد . به طرف بالا بتدريج اندازه ذرات تشكيل دهنده آن افزايش مي يابد و سرانجام در تناوب بارخساره ماسه سنگي قرار مي گيرد (شكل A3 تا D). بالاترين واحد سنگي ، مجموعه رخساره أي شماره 1 شيل تيره رنگ ذغال دار است كه در تناوب با ماسه سنگ ديده مي شود و در منطقه مورد مطالعه به نام (افق زغالي D) مشهور است ز طفتني است كه اين واحى اؤ اصلي ترين افقهاي زغال دار در ناحيه كرمان بوده و بيشترين مقدار ذغال سنگ از اين افق استخراج مي گردد.

رخساره ماسه سنگي
اين رخساره بخش اعظم توالي هاي به سمت بالا درشت شو و ريزشو را در مجموعه رخساره أي شماره 1 به خود اختصاص داده است و مركب از سه زير رخساره فيل آرنيت، فيل آرنيت فسيل دار (Fossiliferous Phyllarenite) و ساب چرت آرنيت (Subchertarenite) مي باشد. اين ماسه سنگ ها با رنگ هوازده خاكستري تيره و در سطح تازه با رنگ خاكستري ديده مي شوند. ساخت هاي رسوبي (موج نماها) موجي و جرياني و لايه بندي متقاطع در اين رخساره تشخيص داده شده است .اين رخساره در تناوب با رخساره شيل – گل سنگي به صورت توالي هاي روبه بالا در شستشو و ضخيم شو (شكل A4 تا D) فسيل هاي گياهي و گرهك هاي اكسيد آهن وجود دارد (شكل D4 و E). رخساره ماسه سنگي شامل سه زير رخساره فيل آرنيت، فيل آرنيت فسيل دار و ساب چرت آرنيت مي باشد .

زير رخساره فيل آرنيت
اندازه دانه هاي تشكيل دهنده اين زير رخساره در حد ماسه دانه ريز تا درشت است. كوارتز فراوان ترين عضو تشكيل دهنده آن مي باشد كه اكثراً با خاموشي مستقيم و تك بلور و گاهي خاموشي موجي و چند بلور ديده مي شود. خرده سنگ هاي موجود در اين رخساره اكثراً از نوع دگرگوني (M.R.F) بوده و علاوه بر آن ها،‌خرده سنگ هاي رسوبي مثل چرت و گل سنگ نيز در آن وجود دارد. با آن كه بخشي از خرده سنگ هاي دگرگوني و رسوبي (گل سنگي) در اثر فشردگي تشكيل آژند ثانوي داده اند ، با اين حال خرده سنگ هاي دگرگوني بيش از 25% سنگ را تشكيل مي دهد. سيمان در اين زير رخساره اكثراً از جنس كلسيت بوده ولي سيمان ها ي اكسيد آهن و سيليس نيز ديده مي شود . رسيدگي بافتي و تركيبي اين رخساره متوسط مي باشد (شكل A5).

زير رخساره فيل آرنيت فسيل دار
اين زير رخساره در محموع اختصاصات زير رخساره فيل آرنيت را داشته و تنها تفاوت آن داشتن خرده فسيل هاي دوكفه أي و خارپوست در آن است (شكل B5) . در بعضي از نمونه هاي اين زير رخساره مقدار خرده هاي فسيلي به 50 درصد مي رسد.

زير رخساره ساب چرت آرنيت
اندازه دانه هاي اصلي تشكيل دهنده اين زير رخساره در حد ماسه ريز تا درشت است. فراوان ترين عضو تشكيل دهنده آن كوارتز با خاموشي هاي مستقيم و موجي مي باشد. علاوه بر كوارتز،‌ خرده سنگ هاي مختلف (اكثراً چرت) و به مقدار كم خرده سنگ هاي دگرگوني در اين رخساره مشاهده يم شودئ. فراواني قطعات سنگي در اين زير رخساره حدود 15 تا 20 درصد بوده و سيمان هاي اصلي در آن كلسيت آهن دار و سيليس ريزبلور است. رسيدگي بافتي و تركيبي در اين زير رخساره نسبت به زير رخساره هاي ماسه سنگي ديگر مجموعه رخساره أي 1 بهتر است (شكل c5(.

رخساره گرينستون بيوكلاستي
اين رخساره ميكروسكوپي در منطقه مورد مطالعه گسترش چنداني ندارد و اغلب به ضخامت بين 30 تا 40 سانتي متر و گاهي تا 1 متر ديده مي شود و گسترش جانبي محدودي دارد. اين رخساره ميكروسكوپي غني از بقاياي فسيلي به ويزه خرده صدف هاي دوكفه أي ،‌خارپوست و شكم پا مي باشد. غالباً مقداري ذرات تخريب يبه خصوص كوارتز در اين رخساره ديده مي شود (شك ل D5).

رخساره گرينستون بيوكلاستي (Bioclastic Grainstone)
اين رخساره ميكروسكوپي در منطقه مورد مطاله گسترش چنداني ندارد و اغلب به ضخامت بين 30 تا 40 سانتي متر و گاهي تا 1 متر ديده مي شود و گسترش جانبي محدودي دارد. اين رخساره ميكروسكوپي غني از بقاياي فسيل به ويژه خرده صدف هاي دوكفه اي ، خارپوست و شكم پا مي باشد. غالباً مقداري ذرات تخريبي به خصوص كوارتز در اين رخساره ديده مي شود (شكل D5).

تفسير محيط رسوبي مجموعه رخساره اي 1
با توجه به شواهد زير ، مجموعه رخساره اي شماره 1 در بخش هاي مختلف يك دلتاي تحت نفوذ رخساره نهشته شده است :
1- شكل و گل سنگ هاي تيره رنگ در بخش قاعده أي سازند هجدك كه رو به بالا به تدريج به سيلت سنگ و ماسه سنگ هاي خيلي دانه ريز تا لايه بندي نازك تبديل مي شود. در محيط دريايي دور از دلتا (Prodelta) نهشته شده است. وجود آمونيت در پائين ترين بخش اين شيل ها نشان دهنده محيط دريايي است . شيل هاي دور دلتايي به تدريج به سمت بالا به تناوبي از فورش سنگ و ماسه سنگ مربوط به پيشاني دلتا تبدل مي شود.
2- اغلب ماسه سنگ هاي تشكيل دهنده مجموعه رخساره أي

شماره را، توالي هاي به طرف بالا درشت و ضخيم شو تشكيل داده است كه نشان دهنده رسوب گذاري در انتهاي كانال هاي انشعابي (Distributary Mouth Bar) در محيط دلتايي تحت نفوذ رودخانه (River – dominated delta) است. اين توالي ها در قاعده با گل سنگ همراه با آشفتگي زيستي و يا ساختار تيغه اي ظريف شروع مي شود (رخساره پرو دلتا) و به سمت بالا به ماسه سنگ هاي دانه متوسط تا درشت دانه (نتيجه پيشرفت رو به درياي دلتا) ختم مي شود.
3- در بين توالي هاي به سمت بالا درشت و ضخيم شو، توالي هاي به سمت بالا ريز و نازك شو نيز مشاهده مي شود كه احتمالاً نهشته هاي پر كننده كانال هاي انشعابي متروكه (Abandoned distributary channel fill deposits) مي باشد.
4- شيل ها ضخيم و ذغال دار و ماسه سنگ هاي به طرف بالا ريزشو در فوقاني ترين بخش مجموعه رخساره اي شماره 1 احتمالاً حاصل رسوب گذاري در بخش دشت دلتا (Delta Platform) و در محيطي با پوشش گياهي زياد ،‌بعلت بريده شدن موقت كانال هاي انشعابي (Crevasse) در خليج هاي بين انشعابي نهشته شده اند.
5- زير رخساره هاي فيل آرنيت فسيل دار و گرينستون بيوكلاستي كه با گسترش جانبي محدود در مجموعه رخساره اي شماره 1 به مقدار كم مشاهده مي شود، احتمالاً بعد از متروكه شدن دلتا و پيش روي محلي دريا به جا گذاشته شده اند.
6- زير رخساره ساب چرت آرنيت با رسيدگي (Maturity) نسبتاً بالا حاصل رسوب گذاري محيط ساحلي در مجاورت دلتا است كه بعد از متروكه شدن آن تشكيل شده است و به علت حركت جانبي دلتا در تناوب با رخساره هاي دلتايي قرار گرفته است.
رخساره ها و توالي هاي مشابهي در محيط هاي دلتايي امروزي و قديمي تشخيص داده شده است .
(Coleman et al., 1970; Morgan, and Shaver 1970; Mial, 1976; Coleman and prior, 1982; Elliott, 1986; Oti, and Postma, 1995.
الگوي رسوبي مجموعه رخساره اي شماره 1 در شكل 6 نشان داده شده است.

مجموعه رخساره اي شماره 2
مجموعه رخساره اي شماره 2 مربوط به بخش بالايي سازند هجدك است و از چهار رخساره كنگلومرا، ماسه سنگ ، شيل – گل سنگ و آهك ميكريتي تشكيل شده است و اغلب رخساره هاي تشكيل دهنده اين مجموعه به صورت توالي هاي متعدد به سمت بالا ريزشو ديده مي شود. اين توالي ها بخش عمده سازند هجدك (بخش بالايي) را تشكيل مي دهد.

رخساره كنگلومرايي
اين رخساره گسترش چنداني نداشته و اغلب در بخش قاعده اي بعضي از ماسه سنگ هاي دانه درشت به صورت كنگلومراي چند آميزه أي (Polymictic) با آژند فيل آرنيت مشاهده مي شود. ستبراي اين رخساره متغيير بوده و بين صفر تا 50 سانتي متر است. بيشتر دانه هاي رخساره كنگلومرايي از نوع گل سنگ بوده و درون سازندي است، در بخش هاي شمالي تر منطقه مورد مطالعه خرده سنگ هاي مختلف، كوارتزهاي رگه اي،‌ كوارتزهاي دگرگوني، گرانيت ،‌ماسه سنگ كوارتز آرنيتي ،‌مرمر،‌اسليت ،‌فيليت و گنيس (شكل 7 A تا F ) فراوان تر شده و اندازه آن ها نيز بزرگتر مي شود. رخمساره كنگلومرايي با سطح فرسايش بر روي رخساره شيل و گل سنگ قرار مي گيرد. (شكل 8 A و B ).

رخسراه ماسه سنگي
اين رخساره با رنگ خاكستري مايل به سبز تا كمي متمايل به قهوه أي ديده مي شود و معمولا در بخش قاعده أي خود دانه درشت بوده و تدريجا به ماسه سنگ هاي دانه ريز و در نهايت به شيل تبديل مي گردد (توالي هاي به سمت بالا ريزشو). بررسي هاي آزمايشگاهي نشان مي دهد كه رخساره ماسه سنگي در گستره مورد مطالعه از نوع فيل آرنيت است (شكل 9 A و B ) .
ميانگين اندازه دانه ماسه سنگ ها در مناطق مختلف متغير بوده و اصولا به سمت مناطق جنوب و جنوب خاوري دانه ريزتر مي شود. در مناطق شمال و شمال باختري (نزديك به خاستگاه ) اندازه دانه ها ي رخساره ماسه سنگي درشت تر شده ودر بخش هاي بالايي سازند داراي گراول مي شود (شكل 8 B و 10 D ) . شكل دانه ها و گردشدگي آن ها بر حسب تركيب و اندازه دانه ها متفاوت است. به طوري كه خرده سنگ هاي دگرگوني اغلب با اشكال كشيده، بيضوي بوده و داراي گردشدگي خوبي هستند.
اين رخساره از نظر جورشدگي ضعيف و از نظر رسيدگي بافتي نيمه بالغا (Submature) و از لحاظ رسيدگي تركيبي نارس (lmmature) است. جنس سيمان در اين رخساره متغير بوده و اكثرا از جنس كلسيت است. سيمان سيليسي به صورت كوارتز ريز بلور و سيمان هماتيتي نيز به مقدار كمتر ديده مي شود.
اجزاء تشكيل دهنده رخساره ماسه سنگ فيل آرنيتي شامل خرده سنگ هاي دگرگوني،‌رسوبي،‌كوارتز و به مقدار خيلي كم فلدسپات و كاني هاي فرعي است. اجزاء سنگي گاهي بيش از 90 درصددانه

ها را شامل مي شود (شكل 9 A و B ) و هيچ گاه از 60 –50 درصد اجزاء سازنده كمتر نمي باشد خرده سنگ ها عموما از انواع دگرگوني و احتمالا دگرگوني مكانيكي و ناحيه أي شامل فيليت ، اسليت ،‌ميلونيت و بندرت گنيس و ميكاشيست است و خرده سنگ هاي رسوبي اكثرا از نوع چرت و گل سنگ است.
كوارتز حدود 10 درصد رخساره را تشكيل مي دهد ولي گاهي مقدار آن به 30 تا 40 درصد نيز مي رسد . اين كوارتز ها اغلب خاموشي مستقيم دارند ولي كوارتزهاي درشت دانه و چند بلوري داراي خاموشي موجي اند. مقدار فلدسپات از يك يا دو دانه مقاطع مورد مطالعه تجاوز نمي كند. كاني هاي فرعي در اين رخساره به ترتيب اهميت شامل بيوتيت،‌مسكويت،‌كلريت، زيركن و تورمالين است. ساختمان هاي رسوبي نظير لايه بندي متقاطع و مسطح و موج دماهاي جرياني و آشفتگي زيستي در اين رخساره مشاهده مي شود (شكل 9 C تا F ) . در قاعده بعضي از توالي هاي رو به بالا ريزشو، آثار گياهي (تنه و شاخه درخت) مشاهده مي شود (شكل 10 A تا C ).

رخساره شيل – گل سنگ
اين رخساره با رنگ خاكستري تيره، گاهي متمايل به سبر و به ندرت با رنگ متمايل به قرمز و قهوه أي (در بخش فوقاني سازندهجدك)ديده مي شود . برخي از رخساره هاي شيلي ذغال دار است كه به تدريج با رنگ خاكستري كاملا تيره مشخص مي گردد. بخش زيرين رخساره غالبا فورش سنگ بوده (شكل 10 E ) و به تدريج بر روي ماسه سنگ هاي دانه ريز قرار مي گيرد. سطح بالايي رخساره فوق با سطح فرسايشي توسط رخساره كنگلومرايي يا ماسه سنگ دانه درشت پوشيده مي شود. ساخت تيغه أي مسطح و آشفتگي زيستي در اين رخساره مشاهده مي گــــردد.(شكل 11 D).

رخساره آهك ميكرايتي
اين رخسراه گسترش خيلي كمي داشته و به صورت عدسي هاي كوچك با ضخامت كمتر ا. 50 سانتي متر (اغلب 20 تا 25 سانتي متر) در مقطع چترود مشاهده مي شود. رنگ هوازده آن زرد مايل به قهوه أي و رنگ سطح تازه شكسته آن خاكستري روشن بوده و اغلب بر روي ماسه سنگ هاي دانه ريز و در تناوب با فورش سنگ و شيل ديده (شكل 11 E ). مطالعات ميكروسكوپي نشان مي دهد كه اين رخساره از ميكريت سيليتي تا ماسه أي تشكيل شده و فاقد هر گونه فسيل است (شكل 10 F ). تفسير محيط رسوبي مجموعه رخساره أي شماره 2

شواهد زير نشان ميدهد كه مجموعه رخساره هاي شماره 1 در يك محيط پيچان رودي (Meandre) نهشته شده است,
1- وجود توالي هاي متعدد و به طرف بالا ريزشو با سطح زيرين فرسايشي (شكل 11 B تا D ) نشان دهنده رسوب كانال رودخانه أي است كه در نتيجه حركت جانبي كانال پيچان رودي تشكيل شده است .
2- وجود نهشته هاي بجا مانده Lag deposits) ،‌شكل 8 B,A ) در قاعده بعضي از توالي هاي نشان دهنده عميق ترين بخش كانال رودخانه أي است.
3- عدم وجود فسيل هاي دريايي و گسترش جانبي كم رخساره ماسه سنگي (شكل 11 A ).
4- ارتباط تدريجي با رخساره هاي دلتايي بخش زيرين سازند هجدك، محيط روسبي پيچان رودي را تاييد مي نمايد.
5- رخساره شيل- فورش سنگ بخش بالاي چرخه هاي رسوبي حاصل رسوبگداري عمودي در دشت سيلابي است. ستبراي زياد اين رخساره در برخي از چرخه ها نشان دهنده رسوبگذاري در كانال هاي متروكه (Ox-bow Lake) است (شكل 11 F). وجود ماسه سنگ هاي دانه ريز تا متوسط با سطح زيرين مشخص در داخل رخساره دشت سيلابي حاصل رسوبگذاري از جريان هاي بريده (بريدگي موقت كناره رودخانه )‌است ( شكل 11G).
6- آهك هاي ميكريتي با گسترش محدود (شكل 10 F و 11 E )احتمالا توسط جريان هاي بريده يا از آب هاي زيرزميني تامين شده است (McCabe, 1984, 1987) . رخساره هاي رودخانه أي مشابهي در پيچان رودهاي امروزي و در توالي هاي قديمي تشخيص داده شده است (Reineck and Singh, 1984 Collinson, 1986; Cant, 1986; Tyler et al., 1982; Walker and Cant, 1983) رخساره هاي بالاترين بخش سازند هجدك در مناطق شمالي تر حوضه رسوبي گراولي مي شوند كه احتمالا در يك پيچان رود يا پيچش كم نهشته شده است. مدل رسوبي رخساره هاي مجموعه رخساره أي شماره 2 در شكل 12 نشان داده شده است .

خاستگاه رسوب هاي آواري تشكل دهنده سازند هجدك
مطالعات سنگ شناسي سازند هجدك نشان مي دهد كه فراوان ترين جزء متشكله نهشته هاي اين سازند خرده سنگ هاي دگرگونه درجه پائين است. علاوه بر اين خرده سنگ هاي رسوبي،‌آذرين و دگرگوني درجه بالا نيز تشخيص داده شده است (شــكل 7).

با توجه به جهت جريان هاي ديرينه ،‌بخش اعظم خرده سنگ ها از مناطق شمالي حوضه از سازندهاي كهن تر از ژوراسيك منشاء گرفته اند. در ضمن سنگ هاي آذرين و دگرگوني مقاوم كه گردشدگي بالايي را نشان مي دهند با توجه به زمين شناسي شمال كرمان (آقانباتي ،‌1975) و مطالعات حقي پور (1974) احتمالا از مجموعه دگرگوني هاي پشت بادام و شمال خاوري ساغند و گرانيت هاي موجود در شمال آن منشاء گرفته اند. بخشي از خرده هاي رسوبي به خصوص چرت و ماسه سنگ هاي كوارتز آرنيتي احتمالا از سازندهاي قديمي موجود در پيرامون حوضه ذغالي كرمان مانند بلوك لوت و مناطق شمال و شمال باختري گسل كوه بنان حمل شده اند .
نتيجه گيري
بررسي هاي صحرايي و ميكروسكوپي سازند هجدك نشان مي دهد كه اين سازند از روي هم قرارگيري رخساره هاي دلتايي و رودخانه أي تشكيل شده است كه به طور پس رونده روي سازند بادامو قرار دارد. رخساره هاي قاره أي بخش بالايي سازند هجدك نشان دهنده افت نسبتا سريع آب دريا در زمان باژوسين پسين است.
افزايش انداره دانه ها به سمت شمال باختري و شمال، جهت جريان هاي كهن رو به جنوب و جنوب خاوري و افزايش ضخامت سازند هجدك در بين گسله هاي ناي بند و كوه بنان نشان ميدهد كه خاستگاه اصلي ماسه سنگ هاي اين سازند در مناطق شمالي و يا شمال باختري منطقه مورد مطالعه بوده كه به احتمال زياد در حوضه رسوبي مرتبط با گسل هاي امتداد لغز نهشته شده است.
رخساره هاي بخش بالايي سازند هجدك در شمال منطقه مورد مطالعه گراولي مي شود و به ماسه سنگ گراولي دانه ريز تبديل مي گردد كه نشان دهنده شيب بيشتر و احتمالا تشكيل آن ها در محيط رودخانه أي بريده بريده است . مطالعه رخساره هاي اين سازند در مناطق شمال تر ،‌ براي تشخيص محيط هايي كه بطور همزمان در مجاورت محيط هاي دلتايي و رودخانه أي منطقه ذغالي زرند وجود داشته است ،‌پيشنهاد مي شود.

شكل 3) A – نمايي از مجموعه رخساره أي شماره 1 در بخش پائيني سازند هجدك (برش باب هوتك )، B - نمايي از بخش فوقاني سازند بادامو( سمت راست ) و رخساره شيل – مدستون قاعده سازند هجدك (برش باب هوتك)، C 0 نمايي از سازند بادامو (سمت راست)‌و سازند هجدك (سمت چپ ) در ناحيه اشكلي ،‌D – رخساره شيل – گل سنگي در بخش زبرين سازند هجدك ( منطقه اشكلي ).

شكل 4)A – توالي رو به بالا درشت و ستبر شو در ناحيه باب نيزو ، B - ريپل مارك هاي جرياني همراه با آثار شاخه درخت باب نيزو ، C – توالي رو به بالا درشت و ضخيم شو در ناحيه باب هوتك ، D - آثار گياهي در ماسه سنگ هاي دانه ريز در ناحيه باب نيزو ، E - نودول هاي اكسيد آهن در ماسه سنگ هاي بخش قاعده افق زغالي D در ناحيه اشكلي .

شكل 6) الگوي محيط رسوبي مجموعه رخساره أي

شكل 6) الگوي محيط رسوبي مجموعه رخساره أي شماره 1، زير محيط هاي دشت دلتا (Delta Plain) شامل رودخانه مئاندري ،‌لبه رودخانه و دشت سيلابي با شماره هاي 1 تا 3 و زير محيط هاي پيشاني دلتا (Delta Front) شامل زير محيط هاي كانال هاي انشعابي ،‌خليج هاي بين كانال هاي انشعابي و بارهاي انگشتي با شماره هاي 4 تا 6 و بخش جلوي دلتا (Prodelta) با شماره 7 نشان داده شده است.

شكل 7) خرده سنگ هاي رخساره كنگلومرايي،

شكل 7) خرده سنگ هاي رخساره كنگلومرايي، A – كوارتز دگرگوني، گنيس و ماسه سنگ ،‌ B- گرانيت و فيلت ، C – گرانيت تورمالين دار ،‌كوارتز آرنيت و فيليت ، D – كوارتز دگرگوني و رگه أي، E – كوارتز آرنيت ، F – مرمركوارتز رگه أي و كوارتز آرنيت .

شكل 8) A – سطح قاعده فرسايشي در بخش زيرين يك توالي رو به بالا ريزشو (ناحيه چترود)، B - رخساره كنگلومراي دانه ريز در قاعده يك توالي رو به بالا ريزشو در بالاترين بخش سازند هجدك (ناحيه فيض آباد).

شكل 9) A و B - رخساره فيل آرنيت ، C – لايه بندي مسطح با ساخت تيغه أي در رخساره ماسه سنگي، D – ساخت رسوبي لايه بندي متقاطع در رخساره ماسه سنگي ، E - آشفتگي زيستي در رخساره ماسه سنگي،‌ F – ريپل مارك جرياني در رخساره ماسه سنگي (جهت جريان از چپ به راست است).

شكل 10)- آثار تنه درخت در قاعده توالي رو به بالا ريزشو ، B و C - آثار گياهي (ساقه و تنه درخت) در بخش زير رخسراه ماسه سنگي، D - بخشي از يك سيكل رو به بالا ريزشو در شمال منطقه مورد مطالعه (مقطع فيض آباد
E - رخساره فورش سنگ، F- رخساره آهك ميكريتي همراه با ماسه خيلي ريز و سيلت و آشفتگي زيستي

شكل 11) A - نمايي از بخش مياني و فوقاني سازند هجدك در منطقه چترود (به گسترش جانبي محدود ماسه سنگ ها توجه شود) ،‌B – توالي هاي به سمت بالا ريزشو (منطقه اشكلي )، C - توالي هاي به سمت بالا ريزشو (منطقه چترود) D – فابريك لامينه أي در رخساره فوقش سنگ E - عدسي آهك دانه ريز در بخش مياني عكس (منطقه چترود)، F - شل هاي ضخيم كه احتمالا در يك OX-bow Lake نهشته شده است (منطقه باب هوتك)، G - نمايي از بخش مياني سازند هجدك در مطقه چترود (عدسي هاي ماسه سنگ دانه ريز در داخل دشت سيلابي نهشته هاي حاصل از جريان گرواسي است).

نتيجه گيري:
     نتيجه گيري
   بررسي هاي صحرايي و ميكروسكوپي سازند هجدك نشان مي دهد كه اين سازند از روي هم قرارگيري رخساره هاي دلتايي و رودخانه أي تشكيل شده است كه به طور پس رونده روي سازند بادامو قرار دارد. رخساره هاي قاره أي بخش بالايي سازند هجدك نشان دهنده افت نسبتا سريع آب دريا در زمان باژوسين پسين است.
   افزايش انداره دانه ها به سمت شمال باختري و شمال، جهت جريان هاي كهن رو به جنوب و جنوب خاوري و افزايش ضخامت سازند هجدك در بين گسله هاي ناي بند و كوه بنان نشان ميدهد كه خاستگاه اصلي ماسه سنگ هاي اين سازند در مناطق شمالي و يا شمال باختري منطقه مورد مطالعه بوده كه به احتمال زياد در حوضه رسوبي مرتبط با گسل هاي امتداد لغز نهشته شده است.
   رخساره هاي بخش بالايي سازند هجدك در شمال منطقه مورد مطالعه گراولي مي شود و به ماسه سنگ گراولي دانه ريز تبديل مي گردد كه نشان دهنده شيب بيشتر و احتمالا تشكيل آن ها در محيط رودخانه أي بريده بريده است . مطالعه رخساره هاي اين سازند در مناطق شمال تر ،‌ براي تشخيص محيط هايي كه بطور همزمان در مجاورت محيط هاي دلتايي و رودخانه أي منطقه ذغالي زرند وجود داشته است ،‌پيشنهاد مي شود.

 كتابنگاري
   -آقانباتي، سيد علي ،‌1371 - معرفي رويداد زمين ساختي سميرين مياني (ژوراسيك مياني ) فصل نامه علوم زمين ،‌شماره 6.
   -لاسمي ،‌يعقوب 1377 – محيط هاي رسوبي سنگ هاي اردويسين ايران ( توالي هاي همزمان با ريفت) و تشكيل حاشيه واگراي پالئوتتيس هفدهمين گردهمايي علوم زمين صفحه 159 و 160 ، 137.
   References
  
   Aghanabati , A. 1975- Etude geologique de la region de Kalmard (W.Tabas). These , Univ. Gronoble, France, No.A.O.11.623.
   Berberian, M. and King, G.C.P., 1981- Towards a Paleogeography and Tectonic evolution of Iran. Candian Jour.of Earth Science, vol. 18, No. 2,210-265.
   Cant, D.J., 1982- Fluvial facies models and their application in: Sandstone Depositional Environments, A.A.P.G. Mem. No. 31, 115-137.
   Coleman, J.M., Gagliano. S.M. and Smith, W.G., 1970 – Sedimentation in a Malaysian high Tide Tropical delta in : Deltaic sedimentation, Modern and ancient, Spec. Publ. Soc. Lecon. Paleon, Mineral. Tulsa, 15, PP. 185-197.
   Coleman, J.M. and Prior, D.B., 1982- Deltaic environments of deposition in Scholle, P. A. and Spearing, D., (eds.), Sandstone Depositional Environment. A.A.P.G. Mem., No. 31, 139-178.
   Collinson, J. D., 1986- Alluvial sediments in : Sedimentary Environments and Facies, Reading, H.G., (eds.), Black well, Oxford, 20-62.
   Elliott, T., 1986- Deltas in . Sedimentrary rocks, Hemphills, Austin Texas, 182P.
   Haghipour, A., 1974- Etude geologique de la region de Biabanak – Bafq (Iran Central), Petrologie et tectonique de socle Precambrian dt de sa couverture, These, Univ. Gronoble, France, 403 P.
   McCae, D.J., 1984 – Depositional Environments of coal and coal – bearing strata. In Rahmani, R.A., Flores, R.M., (eds.), Sedimentology of Coal and Coal – bearing Sequences. Lntr. Assoc. Sedimentology spec. Pub. No. 7, 13-42.
   McCabe, D.J., 1987- Facies studies studies of coal ans coal – bearing strata. Geological Society Special Publication No. 32,51-66.
   Miall, A. D., 1976 – Facies Models 4. Deltas, Geoscience Canada, V.3, 215-277.
   Morgan, J.P. and Shaver, R.H., (eds.), 1970- Deltaic Sedimentation, Modern and ancient, Spec. Publ. Soc. Econ. Paleont. Miner., 15, Tulsa, 312P.
   Oti, M. N. and Postma, G. (eds.) 1995-Geology of Deltas. A. A. Balkema, Roterdam, 315 p.
   Reineck, H.E. and Singh, I.B., 1986 – Depositional Sedimentary Environments, Springer – verlag, Berlin, 551 p.
   Seyed- Emami, K and Alavi – Naini, M., 1990 – Bajocian Stage in Iran. Mem. Descp. Carta. Geol. Itallia, 40 215-221.
   Tyler, N., Ethridge, F. G., 1983- Fluvial architecture of Jurassic Uranium bearing sandstones. Colorado Plateau, Western United States in : Fluvial Systems Intr. Assoc. Sedimentol. Spes. Publ. N.6.533-547.
   Walker, R. G. and Cant, D.J., 1984-Sandy fluvial systems, in : Walker, R.G. (eds.), Facies Models, Geoscience. Canada. Reprint Series b. 71-89.
   Teacher training University of Iran, Tehran دانشگاه تربيت معلم